
Botrychium lunaria
----

Marsillia quadrifolia
--------

Onychium melanolepis
تاريخچه زمينشناسي گیاهان بی گل
پتريدوفيتها از لحاظ فسيلي تاريخچه طولاني دارند. اولين نشانههاي آنها در دوران سيلورين که از دورانهاي آخرپالئوزوئيک است شناسايي شدند. (حدود ۴۰۰ ميليون سال پيش) آنها در دوونين، در دورههاي ميسيسيپين و پنسيلوانين از اواخر پالئوزوئيک به وجود آمدند. اواخر پالئوزوئيک را ميتوان به راحتي دوره پتريدوفيتها ناميد. سرخسهاي درختي، دماسبهاي غول پيکر، پنجهگرگهاي درخت مانند در زمينهاي باتلاقي آن دوره بوده و به صورت غالب وجود داشتند. پنجهگرگيان امروزي (Phylloglossum, Selaginella, Isoetes, Licopodium) Sphenopsids(دماسبيان) بازماندگان گروه پنجهگرگيان (Sphenopsid, Lycopsid) و اسفنوپيسيد بسيار غول پيكر بودندكه امروزه منقرض شدهاند (Lipidodendron, Sigillaria) و calamites غول پيکر بودند. فقط تعدادي از سرخسهاي امروزي توانستهاند شکل و پیکر وگوناگوني اجدادي خود را حفظ کنند. Psilotum و Tmesipteris که از Psilopsids نيز چهره ابتدايي خود را نسبت به گياهان زمين اوليه حفظ کردهاند.
Surang (1966) جزئياتي درباره فسيل پتريدوفيتها و گسترش آنها در هندوستان ارائه داد. او يک فسيل از پسيلوفيتا (Psilophyta) ، هفت فسيل Lycopodiophyta و ۱۱ فسيل Arthrophyta و ۶۶ فسيل Pterophyta را شرح داد. او مشاهده کرد که پتريدوفيتها از دوره پالئوزوئيک و مزوزوئيک در هندوستان شباهت زيادي به منطقه نيمکره شمالي دارد. و تعداد زيادي از فسيل سرخسها در تپههاي راجمحل در بيهار مشاهده شد. Bose و Sah (1967) و Sharma (1971 ) اين تپهها را جستجو کرده و بيشتر از ۱۸ گونه سرخس و Selaginella از برخي نواحي کشف کردند. Suthar و Sharma (1986) يک فسيل کامل از Solenosteloptris jorassica از Schizaeaceae را از فلور ژوراسيک تپههاي راجمحل پيدا کردند. آنها جزئيات آناتوميکي اندامهاي متفاوت را شرح دادند. Sharma و Suthar و Bohra (1986) مطالعاتي بر روي فسيل پتريدوفيتها انجام دادند ((B.R. Vashishta, 2003.

خوب اول یه کمی از گیاهان بی گل می گم و بعد ادامه مطالب .....
گیاهان بی گل
کلمه Cryptogams برگرفته از دو کلمه يوناني kruptos به معني پنهان و gamos به معني ياختة جنسي ميباشد. اين کلمه براي تمام گياهاني به کاربرده ميشود که توليدمثل آنها توسط spore (هاگ)صورت ميگيرد و دانه توليد نميکنند. جلبک ها ، قارچ ها، بريوفيتها (خزهها) و پتريدوفيتها همگي کريپتوگام هستند. پتريدوفيتها گياهان بدون گل و آونددار ميباشند و برخي ازآنها مانند قارچها، جلبکها و گلسنگها گياهان بيگل و بدون آوند هستند. کلمه پتريدوفيت از دو كلمه يوناني pteron به معني پر، به خاطر شکل پينولهاي آنها و phyteكه بيانگر شاخه گياهي است،تشكيل شدهاست
((B.R. Vashishta, 2003.
بنابراين گياهان بيگل آوندي مجموعهاي از گياهان بيدانه ميباشند که به طور موفقيت آميزي گياهان غالب زمين محسوب ميشوند که توليد مثل آنها توسط هاگ صورت ميگيرد. پتريدوفيتها
در 280 _230 ميليون سال پيش پوشش غالب سطح کره زمين بودند
(ه. كيان مهر، 1383). امروزه آنها را از گياهان بدون آوند جدا کرده و در نزديکي گياهان دانهدار يا اسپرماتوفيتها قرار دادهاند. در هرحال اين گروه جايگاه مهمي را در تاريخ تکامل سلسله گياهي اشغال کردهاند. اين گروه از گياهان داراي دستگاه رويشي تکامل يافته شامل ريشه، ساقه، برگ (فروند) واقعي هستند. تشکيلات بافتي در آنها کامل و بافتهادي چوبي (تراکئيدها) همراه با آوندهاي غربالي(آبکش) هستند که تشکيلات استوانه آوندي را تشکيل ميدهند. دستگاه زايشي در آنها هنوز از دستگاه رويشي تفکيک نيافته است. اين گروه در پايان سيلورين مستقيما از پسيلوفيتها جدا شده و در دوره کربونيفر تنوع و گسترش پيداكردند، و سپس روبه خاموشي نهادهاند که بعد از آن سرخسهاي دانهدار در پرمين فوقاني از عرصه رويشي محو شدند و از بين رفتند و سپس پتريدوفيتهاي علفي امروزي به وجودآمدهاند که در بسياري از اختصاصات با نياي خود اختلافات فاحشي دارند.
اگر به گذشته دور دانش گياه شناسي نگاهي بيندازيم فانياس شاگرد ارسطو در 35 سال قبل از ميلاد مسيح براي نخستين بار نهانزادان آوندي را از ساير گياهان تشخيص داده و سرخسها را در گروه گياهان بيگل قرار داد. لينه گياه شناس سوئدي در سال 1735 نهانزادان آوندي را نخستين راسته نهانزادان قرار داد و در سال 1854 بيسکوف که مطالعاتي بر روي نهانزادان آوندي انجام داد و پروتال سرخسها را حاصل از تندش هاگ دانست و آن را بخشي از دوره زندگي سرخسها معرفي کرد و وجود دو جور پروتال را در دماسبيان حتمي ساخت. پيش از بيسکوف نظريههاي مختلف و نادرستي درباره پروتال سرخسها وجود داشت. از جمله اينکه پروتال را نوعي لپه ميشناختند و طبق همين نظريه دوکاندول نهانزادان آوندي را نهانزادان تکلپه ناميد. در سالهاي بعد، دوکاندول ونژلي به وجودآنتريدي و آنترزوئيد بر روي تال سرخسها پي بردند. سپس سومنسکي وجود آرکگن را روي پروتال سرخسها نشان داد و حركت آنترزوئيد و ترکيب آن با اووسفر و تشکيل تخم را مسلم ساخت(قهرمان، 1375). لانگ و کوکسون شرحي از فلور استراليا در سال 1930 ارائه دادند که شامل بوراواناتيا، زوستروفيلوم، ياراويا و هديا بود. گزارشهاي ديگري درباره گياهان آوندي دوره کامبرين، اردويسين و سيلورين مردود شناخته شدهاند. پسيلوفيتها (پنجهگرگيان) که يک شاخه از نهانزادان آوندي هستند توسط داوسون درسال 1895 شناخته شد و جنس Rhynia که مربوط به Rhyniaceae ميباشد که ازجمله قديميترين نهانزادان ميباشد كه توسط Kidston و Lung در سال 1917 شناخته شده است .
درباره ردهبندي اين شاخه گياهي، ردهبنديهاي متفاوتي ارائه شده است كه متداولترين آن ردهبندي.
Takhtaian, Cronquist و (1966) Zimmermann ميباشد كه به شرح زير است :
1.Division: Rhyniophyta
class: Rhyniatae
order: Rhyniales
2.Division: Psilotophyta
class: Psilotatae
order: Psilotales
3.Division: Lycopodiophyta
class: Lycopodiatae
class: Isoetatae
4.Division: Equisetophyta
class: Sphenophyllatae
class: Equisetatae
5.Division: Polyodiophyta
class: Polypodiatae
که شاخه آخر (Polypodiophyta) شاخهاي است که قسمت اعظم سرخسها را در بر ميگيرد. راسته سرخسها به طور کلي 19 تيره و 300 جنس دارد.
Myosotis sp. :اسم علمي
اسم فارسي: فراموشم نكن،علف عشق